❤❤ בرسا اجابت یــڪ בعا

تو بلوری،گل نازی،گل ناز،خنـבه ڪًـن ڪوבڪ من،بنشین،مثل پروانـہ ے شاـב،بر گل בامن من،ڪوבڪم،از تو جانم بـہ تن است،جایت آغوش من است.

ب 

 

یڪے بود یڪے نبود همیטּ دو ωـال پیش بابا و ماماטּ مهربونے تو یڪ פֿـونـہ ے زیبا پر از عشق و صمیمت زندگے میڪردند اونا ڪـہ زندگے عاشقانشونو چند ωـالے میشد شروع ڪردـہ بودند همـہ چیز توے زندگیشوטּ داشتטּ ؋قط جاے یڪ ؋رشتـہ مثل مטּ פֿـالے بود . یڪ روز ڪـہ دل دوتاشوטּ گرفتـہ بود از تـہ قلبشوטּ از פֿـدا פֿـواستטּ یڪے از ؋رشتـہ هاے ڪوچولوے زیباشو براشوטּ زمینے ڪنـہ تا قدماے مخملیش شادیشونو تڪمیل ڪنـہ .خدا جوטּ هҐ ڪـہ פֿـیلے مهربونـہ نخواست ایטּ دوتا مرغ عشق .غمگیטּ باشטּ پس منو انتخاب ڪرد ڪـہ زمینے بشҐ و برҐ تو دل مامانے مهربونҐ . بعد از نـہ ماـہ انتظار بالاخرـہ مטּ پا بـہ ایטּ دنیاے פֿـاڪے گذاشتҐ و در تاریخ هشتҐ شهریور 1390 ار دل مامانے بیروטּ اومدҐ و شدҐ همـہ چیز بابا اردواטּ و ماماטּ مژڪانҐ . البتـہ اونا هҐ همـہ چیز مטּ هستند .
 
 و اینطورے بود ڪـہ شدҐ
 
 درسا اجابت یڪ دعا
 
 פֿـدا جوטּ ؋رشتـہ هاے ڪوجولوے آسمانے تو رودتر زمینے ڪטּ
 
 چوטּ ماماטּ و باباهاے زیادے رو زمیטּ منتظرטּ

 

http://zibasaz.niniweblog.com/
 


 

نوشته شده در يکشنبه 5 مرداد 1393ساعت 3:38 قبل از ظهر توسط مامان בرسا

سلام به دختر گلم و دوستان مهربونم

اول از همه

کارت پستال درخواستی طراحان

و دوم و آخر

این روزا دخترم سعی میکنم قدمهایم را جای رد پایت  بگذارم ....... نه اینکه نخواهم دست در دست هم همقدم باشیم .... نه همیشه آرزویم هست و آرزویم میماند ...... این آرزو هر روز تکرار خواهد شد ..... اما دوست دارم همیشه پشت سرت ..... مواظبت باشم همیشه همه جا ......

دخترم سه و چهارماهگیت مبارک

عشقم

عشقم

Andere linien

نوشته شده در يکشنبه 8 تير 1393ساعت 1:30 قبل از ظهر توسط مامان בرسا |

سلام دخترم ...... خانوم کوچولو ..... خاله ریزه ..... مامان کوچولو مامان خونه ....شما این روزا به خونه داری علاقه زیادی نشون میدی ...... تا وقتی گیر میاری .... درست مثل من شروع به تمیز کردن خونه میکنی ...... گاهی غر غر میکنی ....... مثل دیروز که تا دیدی روی میز چای انگشت افتاده .... رفتی اسپری آب پاشتو آوردی و یه دستمال برداشتی میگی قربونت برم ..... دوباره که این جا رو کثیف کردی ...... خدا بُکششدت .....این جور موقع ها نمیدونم چی بگم بخندم برای حرفی که زدی ...... اخم کنم ..... نمیدونم ...... این عکسای این روزاس .... مامانم بزرگ شدی نگی این مامانم منو با این سن و سال به کار وا داشته خودت میخواستی منم میخواستم انجامش بدی ..... که توی دل نمونه ......خاله نیی جون میگه این واسه مدتیه ..... یه مدت دیگه زورش میاد واسه آب خوردن از جاش پاشه نمیدونم شاید اون طوریت هم ببینم ...... بهرحال اینطور یا اونجور برای من مامان کوچولی خونه ای شیرین و دلنشین مثل نقل و نبات ..... دوستت دارم خودت خوب میدونی نپرس چقدر که بی اندازه س بی نهایت ......

عشقم

عشقم

عشقم

عشقم

نوشته شده در دوشنبه 2 تير 1393ساعت 1:31 قبل از ظهر توسط مامان בرسا |

Kerzen Candles

اجازه هست که عشقتو،توکوچه هادادبزنم؟

روپشت بوم خونه هااسمتوفریادبزنم؟

اجازه هست که هرنفس ترانه بارونت کنم؟

ماه وستاره روبازم فدای چشمونت کنم؟ 

اجازه هست که خنده هات قلبموازجابکنه؟

بهت بگم عاشقتم،دوست دارم یه عالمه

اجازه هست نگاهتو،توخاطرم قاب بکنم؟

چشمی که بدخواهمونه،به خاطرت خواب بکنم؟

اجازه فریادبزنم:توقلبمی تابه ابد؟

بدون اگه رسوابشم به خاطرت خوبه،نه بد!

اجازه هست دریاباشم،کویرروپیمونه کنم؟

توصدف دلم بشی،من تودلت خونه کنم؟


اجازه هست....؟؟

عشقم نفسم عمرم

عزیزم نفسم عشقم

عزیزم نفسم عشقم

نوشته شده در چهارشنبه 21 خرداد 1393ساعت 1:44 بعد از ظهر توسط مامان בرسا |

Fantasie linien

Stern linien

عروسک خوشگل و نازم توئی

با چشمون میشی  و لپ گلی

وقتی که نازت میکنم  می خندی

موقع خواب چشمونتو می بندی

رختخواب سفید و توری داری

تا که برات قصه نگم بیداری

منم برات موقع خواب همیشه

قصه می گم قصه گرگ و میشه

Liebe linien

عزیزم دخترکم

وقتی کودک بودم وقتی  میدیدم همه اسم خدا رو میارن به آسمون خیره میشن ......دستاشونو برای دعا کردن رو به آسمون میگیرن ....... همیشه فک میکردم آسمون  همون خداس ...... وقتی بارون میومد و آسمون اشکاشو گاهی نم نم گاهی شر شر رو سرمون میریخت فک میکردم خدا از دست یکی مون ناراحت شده و گریه کرده ...... بعدها که کمی بزرگتر شدم میگفتم مامانا همیشه برای غصه هاشون گریه نمیکنن گاهی از شادی اشک شوق میریزن ...... پس خدا هم گاهی از شادی ما اشک شوق میریزه ..... عزیزم حالا که 7 خرداده و شما هزار روزه شدی ...... بازم آسمون دلم بارونی شده ...... اما از شوق وجودت ...... شوق هزار روز با شما بودن و زندگی کردن ... و میدونم اگرچه امروزآسمون نبارید اما لبخند زد .......خدایا شکرت

Gifs Animés numero 10Gifs Animés numero 10Gifs Animés numero 10Gifs Animés numero 1روزه گی

Liebe linien

ضمنا" فردا 8 خرداد شما سی و سه ماهه میشی .... مبارک باشه عاشقتم

Gifs Animés numero 3Gifs Animés numero 3ماهگی

Liebe linien

1000 روزگی

 

نوشته شده در چهارشنبه 7 خرداد 1393ساعت 9:03 بعد از ظهر توسط مامان בرسا |

خدای بخشنده را شکرگزار و نوزاد بخشیده بر تو مبارک امید که بزرگ شود و از نیکوکاریش بهره مند گردی.

امام علی (ع)

الینا سادات

این هم یه عضو جدید ..... که امروز به خانواده ما تشریف آوردن .... الینا سادات ( دختر ساره جون برادرزاده عزیزم ) قدمش پر خیر و برکت

ووووووووو

به نظرتون این دو تا شبیه بهم نیستن !!!!!!!!!

الینا درسا

نوشته شده در دوشنبه 5 خرداد 1393ساعت 3:34 بعد از ظهر توسط مامان בرسا |

mylove

 welcome0

 

از همون اول اولش وقتی هنوز توی دل مامانم بودم ...... مامانم همیشه یه مجله رو میخوند ...... گاهی برای منم یه چیزایی ازش میخوند ....... یا عکساشو نشونم میداد و میگفت شکل کدوم یکی از این نی نی های خوشگل میشی ....... همیشه دوست داشت عکس منم کنار این همه نی نی چاپ بشه ....

flower

عشقم

rosebar

وقتی بدنیا اومدم و یه کم بزرگ شدم  یاد گرفتم هر کتاب و مچله ای که دم دستم میدیدم پاره کنم ولی مامانم میگه تنها مجله ای رو که پاره نمیکردم و دوس داشتم صفحاتشو ورق بزنم و نگاش کنم همین مجله شهرزاد بود ......

عشقم

flowerline2

حالا بعد از دو سال هشت ماه بازم خیلی دوستش دارم و بهش میگم مجله نی نی ....... گاهی وقتا مامانم نی نی های نی نی وبلاگی رو بهم نشون میده و میگه این نی نی ها دوستان نی نی وبلاگی شما هستن و منم خیلی بوسشون میکنم ..... خلاصه منو شهرزاد دو دوست صمیمی هستیم دو دوست بسیار صمیمی ....

my love

vinebarvinebarvinebar

نوشته شده در پنجشنبه 1 خرداد 1393ساعت 2:51 قبل از ظهر توسط مامان בرسا |

کارت پستال درخواستی طراحان

اس ام اس روز پدر و تولد حضرت علی (ع)

خوشبختی یعنی قلب پدرت بتپد و صدای تپش قلبش آهنگ زیبای زندگیت شود و وجودش سایه سار زندگیت ..

خوشبختی یعنی دلت گرم باشد از وجودش ...... فرقی نمی کند دور باشد یا نزدیک ..... همین که هست کافیست ......

خوشبختی یعنی صدای گام های پر صلابت پدرت ..... وقتی میآید تا لحظات شیرین زندگانیت را رقم بزند ...... حتی اگر با صدای عصا همخوانی کند .....

خوشبختی یعنی دیدن تارهای سپید شده مویش وقتی نوازشش میکنی .........

خوشبختی یعنی نهایت مهربانی خوشبختی یعنی پدر

اس ام اس روز پدر و تولد حضرت علی (ع)

عشق پدر

زاد روز فرخنده مولای متقیان حضرت علی ( ع ) خجسته باد

روز پدر بر تمامی پدران سرزمینم مبارک و میمون

اس ام اس روز پدر و تولد حضرت علی (ع)

نوشته شده در سه شنبه 23 ارديبهشت 1393ساعت 2:03 قبل از ظهر توسط مامان בرسا |

Hallo bilder

دختر من چه خوبه

خنده رو و ملوسه

هر چه ... بگی کم نداره

باباشو خیلی دوست داره

وقتی بابا میاد پیشش

توی بغلش میپره

دلسوز مادره میشه

وقتی بابا سرکاره

بابا با اون جوونه

قدر اونو میدونه

وقتی که لبحند میزنه

غم و زدل درد میزنه

وای که اگه نبینمش

دنیا برام جهنمه

عاشقشم چرا .. که او

تصویر هر مادریه

موهای دم خرگوشی شو

توی هوا باد میزنه

نمیدونی وقتی میاد

بوی گل و جار میزنه

بوی خوش موهای او

خونه مونو پر میکنه

گونه های قشنگ او

انار خوش رنگمونه

خدا کنه همیشه

پیشم باشه .. بمونه

Liebe linien

دخترم ...... عطر گل اقاقیا

سی و دو ماهگیت مبارک

دخترم

Liebe linien

د

این روزا ..... احساس استقلال  و اصرار برای انتخاب لباس های روزانه ... و البته پوشیدنشون به تنهایی

Liebe linien

نوشته شده در دوشنبه 8 ارديبهشت 1393ساعت 11:38 قبل از ظهر توسط مامان בرسا |

Liebe linien 

 من ودرسا

 

نمیدونم از چه زمانی این حس در درونم تقویت شد ...

نمیدونم دقیقا" ...... دیشب و امروز عجب تمام فکر و ذکرم شده این ...... اینکه ما مادرا چه موقع حس مادرانه به سراغمون میاد .......

نمیدونم اون زمانی که به اندازه ی یه دونه لوبیا تو دل مادرم بودم .......یا نه اون زمانی که زمینی شدم و شدم ته تغاری یه خانواده مهربون ...... همون موقع رو میگم که تو بغل مادرم با اون دوتا چشم سیاه خیره شدم به چشماش ...... همون موقع که به چشاش نگاه کردمو فهمیدم بهترین و امنترین جای دنیا آغوش گرمشه .......

Liebe linien

یا نه شاید برای اولین بار وقتی که اون عروسک مو سبزو که خیلی خیلی دوستش داشتمو و اسم لیندا رو براش انتخاب کرده بودم ...... وقتی توی آغوشم به تقلید از مادرم میگرفتمش ...... بهش غداهایی که آخرش سهم خودم میشد میدادمو ..... صورتشو کرم میزدم و حمامش میکردم ..... پوشک میکردمش و شیرش میدادم ...... و بعدها هم از پوشک و شیر گرفتمش تا در مسیر جدید زندگیش قدم برداره ...... اما نه شاید اون زمان که پسرک شیطون همسایه وقتی توی دعوای بچگانه مون عروسک هل داد تو آتیش و من نداشتشو با تموم بچگیم تجریه کردم ......و بعد از اون هیچ عروسکی جاشو نگرفت .

Liebe linien

یا شاید نه وقتی  بزرگتر شدم و تو عالم بچگیم با دوستانم خاله بازی میکردیمو ...... تا میرفتیم سر کوچه سبزی بخریم بچه های نداشته مونو به هم میسپردیم ...... یکی از بچه ها واکسن زده بود و تب داشت  ویکی خواب بود و باید حواسمون بهش میبود و وووووووو

Liebe linien

یا شاید زمانی که تو حیاط مدرسه با صمیمی ترین دوستم مینشتم و از آینده هامون میگفتیم و همیشه گوشه ی آینده مون یه سهمی برای مادربودن فردامون بود ......

Liebe linien

یا شاید وقتی دختر دم بختی شدم این حس در من بیشتر و بیشتر تقویت شد و همیشه توی عالم خیال یه نی نی ناز خوشگل که عجیب همیشه دختر بود ..... تو بغل داشتمو براش مادری میکردم

Liebe linien

و شاید این حس زیبا زمانی در من تقویت شد که دخترمو بعد از اون همه انتظار ...... تو بغل گرفتمو ...... از خیال  فاصله گرفتم و تو عالم واقعیت دستای کوچولو شو ..... پاهای مخملی شو لمس کردمو و بوسیدم و بوییدم ......

Liebe linien

درست نمیدونم ...... اما اینو خوب میدونم ما مادرا از همون اول اولش این حس در دردونمونه ....... که با بزرگ شدنمون تقویت میشه .......شکل میگیره ....بزرگ میشه

مادرای سرزمین م روزتونو با تموم حس مادرانه م بهتون تبریک میگم

امیدوارم این روزو به بهترین شکل تجربه کنید ........امیدوارم در کنار هم سالها زندگی کنید و روزهای مادر بیشماری رو کنار هم جشن بگیرین

Liebe linien

میدونم همتون به معنای واقعی مادرید ...... پس بلند میشم و در مقابل همه ی شما مادرای امروز ...... مادرای سالهای دور و نزدیک آینده سر تعظیم فرود میارم ..... و از صمیم قلبم بهتون میگم دوستتون دارم و افتخار میکنم به داشتن دوستانی مثل شما .....

و سلام  میکنم به بهشتی ترین مادر دنیا .....دخت والای نبی ..... زهرای فاطمه ( س )  ......

میلادت فرخنده باد کارت پستال درخواستی طراحان

Liebe linien

نوشته شده در يکشنبه 31 فروردين 1393ساعت 3:58 بعد از ظهر توسط مامان בرسا |

دخترم عشقم

Blumen und natur linien

دخـتــَــر کـه بــاشی
میـدونـی اَوّلــــیـن عِشــق زنـدگیـتــ پـــِدرتـه
دخـتــَــر کـه بــآشی میـدونـی مُحکــَم تــَریـن پَنــآهگــاه دنیــآ
آغــوش گــَرم پـــِدرتـه
دخـتــَــر کـه بــآشی میـدونـی مــَردانــه تـَریـن دستــی
کـه مـیتونی تو دستـِـت بگیـــری و
دیگـه اَز هـــیچی نَتــَرسی
دســــتای گَرم وَ مِهـــــرَبون پـــِدرتـه
هَر کـجای دنیـا هم بـــاشی
چه بـاشه چـه نبــاشه
قَویتــریـن فِرشتــه ی نِگهبـــان پـــِدرته

Blumen und natur linien

 

جونم بابام

بابا جونم .... بابا اردوانی ممنون به دنیا اومدی

ممنون بابای من شدی

Blumen und natur linien

نوشته شده در سه شنبه 26 فروردين 1393ساعت 2:19 قبل از ظهر توسط مامان בرسا |
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 29 صفحه بعد