http://zibasaz.niniweblog.com/ 

یڪے بود یڪے نبود همیטּ دو ωـال پیش بابا و ماماטּ مهربونے تو یڪ פֿـونـہ ے زیبا پر از عشق و صمیمت زندگے میڪردند اونا ڪـہ زندگے عاشقانشونو چند ωـالے میشد شروع ڪردـہ بودند همـہ چیز توے زندگیشوטּ داشتטּ ؋قط جاے یڪ ؋رشتـہ مثل مטּ פֿـالے بود . یڪ روز ڪـہ دل دوتاشوטּ گرفتـہ بود از تـہ قلبشوטּ از פֿـدا פֿـواستטּ یڪے از ؋رشتـہ هاے ڪوچولوے زیباشو براشوטּ زمینے ڪنـہ تا قدماے مخملیش شادیشونو تڪمیل ڪنـہ .خدا جوטּ هҐ ڪـہ פֿـیلے مهربونـہ نخواست ایטּ دوتا مرغ عشق .غمگیטּ باشטּ پس منو انتخاب ڪرد ڪـہ زمینے بشҐ و برҐ تو دل مامانے مهربونҐ . بعد از نـہ ماـہ انتظار بالاخرـہ مטּ پا بـہ ایטּ دنیاے פֿـاڪے گذاشتҐ و در تاریخ هشتҐ شهریور 1390 ار دل مامانے بیروטּ اومدҐ و شدҐ همـہ چیز بابا اردواטּ و ماماטּ مژڪانҐ . البتـہ اونا هҐ همـہ چیز مטּ هستند .
 
 و اینطورے بود ڪـہ شدҐ
 
 درسا اجابت یڪ دعا
 
 פֿـدا جوטּ ؋رشتـہ هاے ڪوجولوے آسمانے تو رودتر زمینے ڪטּ
 
 چوטּ ماماטּ و باباهاے زیادے رو زمیטּ منتظرטּ

dorsa

 

 

 

 

 

 

 

 

http://zibasaz.niniweblog.com/
 


 



تاريخ : دوشنبه 3 شهريور 1393 | 2:44 قبل از ظهر | نویسنده : مامان בرسا |

دخترکم

سلام دخملی گلم خوبی ..... دخملی آی دخملی دل منو میبری ...... وای دخملی اینجا چه خبره ...... حالا که همشونو یکجا حمع کردم .... میبینم چقده مرداد ماه شلوغی داشته جیب بابا قه قهه بنده خدا اصلا" استراحت نداشته .... مبل و کالسکه و ست کامل آشپزخونه و دو تا عروسک و ماشین و موکت هلو کیتی و البته تخت هلو کیتی که تا گرفتن این عکسا هنوز نرسیده .......

دخترکم

این روزا دخترو باباش دو تایی خیلی بیرون میرن ..... وقتی هم این ور و اون  ور میرن ..... سراغ منو که از دختری میگیرند میگه مامانم کار داشت نتونست بیاد ..... یا داره واسمون غذا درست میکنه ..... یا پاهاش درده نتونست بیاد .....خلاصه وقتی برمیگردن هم حتما" یه اسباب بازی و یا یه چیزی دختری خریده و آورده ..... اینو دخمل بلا خوب فهمیده که اون کسی که در مقابل خریداش پاسخ منفی میده باباش نیست ..... منم ...... واسه همین ترجیح میده بیشتر با باباشون تشریفشونو ببرن بیرون دلشکستهخندونک

دخترکم

دخترکم

ولی دخمل بلا مبارکت باشه تموم اسباب بازیها و وسایل خوشگلی که گرفتی .... جیب بابات ببخشید ببخشید تن بابات سلامت باشه خندونکچشمکبوس

دخترکم

خاطرات دوسالگی تا سه سالگی .....

تاريخ : چهارشنبه 29 مرداد 1393 | 2:36 قبل از ظهر | نویسنده : مامان בرسا |

عشق زندگیم

آخیـــــــــــــــش یه حموم عالی ..... یه روز خوب ......

مامان جونم مامان جون نی نی رفته به حمام

زود باش بیا پیش من کارهاتو زود کن تمام 

مامان مهربونم دوستم داری می دونم

شامپو بزن به موهام می خوام تمیز بمونم 

چشام داره می سوزه آبی بریز رو گونه ام

لیفی بزن به تنم این گل خوشگل منم؟

آبی بریز روی سر صابونارو زود ببر

پاهام میاد قلقلک خسته شدم کم کمک

حوله ام رو زود بپوشم کف نمونه تو گوشم

وقتی که خشک شد تنم لباسامو می پوشم 

مامان جون عزیزم ببین چقدر تمیزم

نی نی ناز وتپل خوشگل و ریزه میزه ام

angels (70).gif

شعرایی که دوس داری و میخونی

تاريخ : شنبه 18 مرداد 1393 | 2:27 بعد از ظهر | نویسنده : مامان בرسا |

سلام به دخملی و تموم دوستانم که توی این یکماهه رمضون به من و دختری مرتب سر زدن و تنهامون نذاشتن ..... بالاخره بعد از سه سال تونستم دوباره روزه بگیرم خداروشکر ....... عیدتون مبارک و نماز و روزه هاتون قبول درگاه حق .......

عکسهای متحرک عید سعید فطر

توی این یکماهه دختری حسابی خوش زبون تر شده قربونش برم ..... کلا" دیگه کامل صبحت میکنه و تقریبا" 95 درصد کلماتو درست تلفظ میکنه ..... خانوم شده و هنوز هم به کارای خونه علاقمند ......

          

عشقم نفسم عمرم

عشقم نفسم عمرم

به شعر و شاعری خیلی علاقه داره و گاهی با کتاب شعرایی که براش میخونم شعرای تازه میسازه .....

مثلا" خاله فرزانه ملقب به گلی مریض شده بود رفتیم عیادت ..... از وقتی برگشتیم خونه ( کلا" وقتی حس شاعری بهش دست میده توی پرده های خونه میپیچه ) انگاری حس شاعریش تشدید میشه ..... میگه خاله گلی مریضه .... داره موهاش میریزه

بنده خدا خاله فرزانه ( گلی ) این مو ریختن نمیدونم از کجا اومد

یه شعر دیگه هم اینه که واسه بابا جونش سروده

بابای مهربونم

درد و بلات تو جونم

میرم تو آسمونا

برات آواز میخونم

حالا تصمیم دارم ببرم این موسسات استعداد یابی نمیدونم شاید در آینده دختری ما هم شاعر شد ..

راستی یه خاطره بامزه هم بگم تایادم نرفته

پنچ شنبه رفتیم باغ رضوان ( قبرستان شهرمون ) واسه یکی از بستگان مرحومه شده بودن خدا بیامرزشون  ...... با درسا رفتیم ...... اونجا طبق رسم .... خوب همه میومدن و فاتحه و در آخر خدا رحمتش کنه میگفتن و میرفتن ...... از وقتی برگشتیم دختری اسم هر کس رو جلوش میاوردیم .... میگفت خدا رحمتش کنه ..... مثلا" میگم درسا امروز تولد خاله نرگسه گوشی رو برداشته نه گذاشت و نه برداشت میگه خاله نیی تولدت میارک خدا رحمتت کنه ...... النا رو حدا رحمتش کنه ...... آقاهه رو خدا رحمتش کنه ...... خداروشکر فراموش کرد والا کل شهر خدا رحمتشون میشد .... والا .....

و در آخر هم

16 تیرماه بازم من متولد شدم و یکسال دیگه به عمرم اضافه شد تولدم مبارک

خاطرات دوسالگی تا سه سالگی .....

تاريخ : دوشنبه 13 مرداد 1393 | 2:45 قبل از ظهر | نویسنده : مامان בرسا |

عروسکم .... عشقم نفسم سی  و پنح ماهگی مبارک 

تمام ترانه هایم ترنم یاد توست و تمام نفسهایم خلاصه در نفسهای توست

ای زلال تر از باران و پاکتر از آیینه به وجود پر مهر تو می بالم 

و تو را آنگونه که میخواهی دوست دارم 

ای مهربان - پرنده خیالم با یاد تو به اوج آسمانها پر خواهد گشود

و زیبایی ات را به رخ فرشتگان خواهد کشید 

تبسمی از تو مرا کافیست که  از هیچ به همه چیز برسم

منتظر لحظه ای هستم که دستانت را بگیرم

در چشمانت خیره شوم

دوستت دارم را بر لبانم جاری کنم

از داشتن تو…اشک شوق ریزم

بوسه ای از سر عشق به تو تقدیم کنم

اری من تورا دوست دارم

وعاشقانه تو را می ستایم 

                              

 

                         

عزیز من

شمارش ماهگرد ها از بدو تولد

تاريخ : پنجشنبه 9 مرداد 1393 | 0:48 قبل از ظهر | نویسنده : مامان בرسا |

سلام به دختر گلم و دوستان مهربونم

اول از همه

کارت پستال درخواستی طراحان

و دوم و آخر

این روزا دخترم سعی میکنم قدمهایم را جای رد پایت  بگذارم ....... نه اینکه نخواهم دست در دست هم همقدم باشیم .... نه همیشه آرزویم هست و آرزویم میماند ...... این آرزو هر روز تکرار خواهد شد ..... اما دوست دارم همیشه پشت سرت ..... مواظبت باشم همیشه همه جا ......

دخترم سه و چهارماهگیت مبارک

عشقم

عشقم

Andere linien

شمارش ماهگرد ها از بدو تولد

تاريخ : يکشنبه 8 تير 1393 | 1:30 قبل از ظهر | نویسنده : مامان בرسا |

سلام دخترم ...... خانوم کوچولو ..... خاله ریزه ..... مامان کوچولو مامان خونه ....شما این روزا به خونه داری علاقه زیادی نشون میدی ...... تا وقتی گیر میاری .... درست مثل من شروع به تمیز کردن خونه میکنی ...... گاهی غر غر میکنی ....... مثل دیروز که تا دیدی روی میز چای انگشت افتاده .... رفتی اسپری آب پاشتو آوردی و یه دستمال برداشتی میگی قربونت برم ..... دوباره که این جا رو کثیف کردی ...... خدا بُکششدت .....این جور موقع ها نمیدونم چی بگم بخندم برای حرفی که زدی ...... اخم کنم ..... نمیدونم ...... این عکسای این روزاس .... مامانم بزرگ شدی نگی این مامانم منو با این سن و سال به کار وا داشته خودت میخواستی منم میخواستم انجامش بدی ..... که توی دل نمونه ......خاله نیی جون میگه این واسه مدتیه ..... یه مدت دیگه زورش میاد واسه آب خوردن از جاش پاشه نمیدونم شاید اون طوریت هم ببینم ...... بهرحال اینطور یا اونجور برای من مامان کوچولی خونه ای شیرین و دلنشین مثل نقل و نبات ..... دوستت دارم خودت خوب میدونی نپرس چقدر که بی اندازه س بی نهایت ......

عشقم

عشقم

عشقم

عشقم

خاطرات دوسالگی تا سه سالگی .....

تاريخ : دوشنبه 2 تير 1393 | 1:31 قبل از ظهر | نویسنده : مامان בرسا |

Kerzen Candles

اجازه هست که عشقتو،توکوچه هادادبزنم؟

روپشت بوم خونه هااسمتوفریادبزنم؟

اجازه هست که هرنفس ترانه بارونت کنم؟

ماه وستاره روبازم فدای چشمونت کنم؟ 

اجازه هست که خنده هات قلبموازجابکنه؟

بهت بگم عاشقتم،دوست دارم یه عالمه

اجازه هست نگاهتو،توخاطرم قاب بکنم؟

چشمی که بدخواهمونه،به خاطرت خواب بکنم؟

اجازه فریادبزنم:توقلبمی تابه ابد؟

بدون اگه رسوابشم به خاطرت خوبه،نه بد!

اجازه هست دریاباشم،کویرروپیمونه کنم؟

توصدف دلم بشی،من تودلت خونه کنم؟


اجازه هست....؟؟

عشقم نفسم عمرم

عزیزم نفسم عشقم

عزیزم نفسم عشقم

دلنوشته های مادری به دخترش

تاريخ : چهارشنبه 21 خرداد 1393 | 1:44 بعد از ظهر | نویسنده : مامان בرسا |

Fantasie linien

Stern linien

عروسک خوشگل و نازم توئی

با چشمون میشی  و لپ گلی

وقتی که نازت میکنم  می خندی

موقع خواب چشمونتو می بندی

رختخواب سفید و توری داری

تا که برات قصه نگم بیداری

منم برات موقع خواب همیشه

قصه می گم قصه گرگ و میشه

Liebe linien

عزیزم دخترکم

وقتی کودک بودم وقتی  میدیدم همه اسم خدا رو میارن به آسمون خیره میشن ......دستاشونو برای دعا کردن رو به آسمون میگیرن ....... همیشه فک میکردم آسمون  همون خداس ...... وقتی بارون میومد و آسمون اشکاشو گاهی نم نم گاهی شر شر رو سرمون میریخت فک میکردم خدا از دست یکی مون ناراحت شده و گریه کرده ...... بعدها که کمی بزرگتر شدم میگفتم مامانا همیشه برای غصه هاشون گریه نمیکنن گاهی از شادی اشک شوق میریزن ...... پس خدا هم گاهی از شادی ما اشک شوق میریزه ..... عزیزم حالا که 7 خرداده و شما هزار روزه شدی ...... بازم آسمون دلم بارونی شده ...... اما از شوق وجودت ...... شوق هزار روز با شما بودن و زندگی کردن ... و میدونم اگرچه امروزآسمون نبارید اما لبخند زد .......خدایا شکرت

Gifs Animés numero 10Gifs Animés numero 10Gifs Animés numero 10Gifs Animés numero 1روزه گی

Liebe linien

ضمنا" فردا 8 خرداد شما سی و سه ماهه میشی .... مبارک باشه عاشقتم

Gifs Animés numero 3Gifs Animés numero 3ماهگی

Liebe linien

1000 روزگی

 

شمارش ماهگرد ها از بدو تولد

تاريخ : چهارشنبه 7 خرداد 1393 | 9:03 بعد از ظهر | نویسنده : مامان בرسا |

خدای بخشنده را شکرگزار و نوزاد بخشیده بر تو مبارک امید که بزرگ شود و از نیکوکاریش بهره مند گردی.

امام علی (ع)

الینا سادات

این هم یه عضو جدید ..... که امروز به خانواده ما تشریف آوردن .... الینا سادات ( دختر ساره جون برادرزاده عزیزم ) قدمش پر خیر و برکت

ووووووووو

به نظرتون این دو تا شبیه بهم نیستن !!!!!!!!!

الینا درسا

تبریک و تسلیت مناسبت های مختلف

تاريخ : دوشنبه 5 خرداد 1393 | 3:34 بعد از ظهر | نویسنده : مامان בرسا |

mylove

 welcome0

 

از همون اول اولش وقتی هنوز توی دل مامانم بودم ...... مامانم همیشه یه مجله رو میخوند ...... گاهی برای منم یه چیزایی ازش میخوند ....... یا عکساشو نشونم میداد و میگفت شکل کدوم یکی از این نی نی های خوشگل میشی ....... همیشه دوست داشت عکس منم کنار این همه نی نی چاپ بشه ....

flower

عشقم

rosebar

وقتی بدنیا اومدم و یه کم بزرگ شدم  یاد گرفتم هر کتاب و مچله ای که دم دستم میدیدم پاره کنم ولی مامانم میگه تنها مجله ای رو که پاره نمیکردم و دوس داشتم صفحاتشو ورق بزنم و نگاش کنم همین مجله شهرزاد بود ......

عشقم

flowerline2

حالا بعد از دو سال هشت ماه بازم خیلی دوستش دارم و بهش میگم مجله نی نی ....... گاهی وقتا مامانم نی نی های نی نی وبلاگی رو بهم نشون میده و میگه این نی نی ها دوستان نی نی وبلاگی شما هستن و منم خیلی بوسشون میکنم ..... خلاصه منو شهرزاد دو دوست صمیمی هستیم دو دوست بسیار صمیمی ....

my love

vinebarvinebarvinebar

خاطرات دوسالگی تا سه سالگی .....

تاريخ : پنجشنبه 1 خرداد 1393 | 2:51 قبل از ظهر | نویسنده : مامان בرسا |
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 30 صفحه بعد




.: Weblog Themes By SlideTheme :.