آرام جانم درسا آرام جانم درسا ، تا این لحظه: 15 سال و 1 ماه و 20 روز سن داره
وبلاگ اجابت دعایموبلاگ اجابت دعایم، تا این لحظه: 15 سال و 3 ماه و 3 روز سن داره

❤❤ בرسا اجابت یــڪ בعا

دختر موسیقی دان من ...........

دختری سلام عزیزم   چند روز پیش شیوا و آرمان دختر و پسر خاله نرگس اومدن پیشت تا باهات کمی بازی کنن . شما هم خیلی خوشحال شدی مخصوصا" که هر دوشون هم بزنم به تخته موهای پر پشتی برای کشیدن دارن و دم به دقیقه شما یورش میووردی تا موهاشونو بکنی . همین جور که داشتی باهاشون بازی میکردی ... آرمان که کلاس سومیه و خیلی خیلی دوست داره . یکی از جغحغه هاتو برداشت و برات تکون میداد . سر این جغجغه یه سوت هم هست که آرمان شروع کرد برات سوت زدن . همین جور که اون سوت میزد شما خیره نگاش میکردی .... خلاصه یکی دو ساعت بعد که باباشون اومد دنبالشون و رفتند . من جغجغه ها رو داشتم جمع میکردم . توی بی بی گیمت میذاشتم .که سینه خ...
15 فروردين 1391

عیدنوروز ..... و عیدی های درسایی ......

سلام مامانم . اولا" که برای دو سه ساعت رفتیم سیزده مونو به در کردیم که شما جزء نیم ساعت آخر خواب تشریف داشتین که عکساشو بعدا" میزارم و بعد نوبتی هم باشه نوبت عیدی های شماست که واستون میزارم . ولی قبلش تشکر میکنم از خانواده خودم و خانواده بابا اردوانی بابت این همه لطفی که بهمون دارن . واقعا" نمیدونم کی و کجا میتونم جبران لطف تک تکشونو بکنم . با با بزرگ و مامان بزرگ مهربان همسری ( بابا جونی شما ) ٥٠٠٠٠ تومان . بابا بزرگ و مامان بزرگ مهربان خودم ( مامان جونی که خودم باشم ) ٥٠٠٠٠ تومان عمو محمد ٥٠٠٠٠ تومان عمه سکینه ٥٠٠٠٠ تومان و یه عروسک خوشگل عمه ژیلا ٣٠٠٠٠ تومان عمه مریم ٣٠٠٠٠ تومان عمه فاطمه ...
14 فروردين 1391

سیزده بدرتون خوش .. خوش ... خوش

دختری مامان سلام فردا سیزده بدره . یه روز خوش بهاری . که همه با دلهای شاد . تو طبیعت خوش میگذرونن . ما هم اگه شده شما رو برای یکی دوساعت به دل طبیعت میبریم تا اولین سیزده بدرتو تجربه کنی ..... سیزده بدرت خوش ..... های سیزدتون بدر دشمناتون در به در رفقاتون گل به سر گرفتاریاتون زود بدر خوشیهاتون هزار برابر . ...
13 فروردين 1391

دخملی خوش خنده من .......

گل دخترم سلام مامانی عزیزم . دیگه دوربینو خیلی خوب میشناسی . از بس ما بهت گفتیم درسایی بخند تا ما ازت عکس بگیریم حالا هر کس میخواد با دوربین یا موبایل ازت عکس بگیره سریع میخندی . قربونت برم با این خنده های خوشگلت . حتی در حال گریه هم دوربین یا موبایل جلوت بگیریم میخندی . آخه شما دوست داری تو عکسا همش خنده خوشگلت رو لبات باشه .  راستی اگه ما بخوایم از شما عکس جدی بگیریم تکلیفمون چیه ؟! مثل این یکی : ...
12 فروردين 1391

ما اومدیم ...... بعد یه وقفه نه چندان طولانی

عروسک مامان سلام عزیزم یه چند روزی واست پست جدید نذاشتم آخه همون آخرین پستی که واست گذاشتم سرما خوردم خیلی شدید و اصلا" حالم خوب نبود چند تایی آمپول هم نوش جان کردم . گاهی به وبت میومدم اما فقط چند دقیقه. اما الان حالم بهتره فقط سرفه های بدی میکنم که هنوز خیلی اذیتم میکنه و وقتی سرفه میکنم احساس میکنم قفسه سینم زخم شده . تمام طول روزو ماسک میزنم اولش دوباره میترسیدی و گریه میکردی ولی الان نه دیگه عادی شده و میخندی . کم کم اگه این ماسک برداشته نشه فکر کنم این قیافه مو بهتر دوست داشته باشی  . و دیگه اینکه متاسفانه شما امروز از صبح خیلی بیتابی میکردی . سرما خوردی اما بردمت دکتر . گفتن ربطی به مریضی من نداره و واسه خاطر...
27 اسفند 1390

درسایی با روی خوش رفته وب آرشیدا کوچولو مهمونی ...........

مهمونی   کنار گل تو باغچه نشستن دو تا زنبور یه مهمونی گرفتن با یه دونه ی انگور خانوم و آقا مورچه رد میشدن از اونجا زنبورای مهربون صدا زدن بفرما! شاپرک و کفشدوزک می پریدن رو گلها زنبورا ی مهربون صدازدن بفرما! کنار باغچه حالا زیاد شدن مهمونا مورچه ها و کفشدوزک شاپرک و زنبورا یه مهمونی گنده دادن اون دو تا زنبور منم بردم براشون دو تا خوشه ی انگور ...
23 اسفند 1390

دختری نگو بلا بگو خوشگل خوشگلا بگو

سلام گل خانمی   دیشب خیلی خیلی خسته بودم و اصلا" نتونستم بیام نت .   هم واسه شما مطلب بزارم و هم به دوستان گلم که خواهرانه همشونو دوست دارم سر بزنم. دلم حسابی تنگیده بود به خدا .   یه خرده روی خونه رو تمیز کردیم . اما اون زیز میرا افتضاحه . و اینکه رفتیم خرید لباس عیدتونو خریدیم . کفش و جورابتون و تل سرت هنوز مونده   . نمیدونم گل مو بگیرم یا تل   شاید عکسشو بزارم و ازخاله نی نی وبلاگی ها کمک بگیرم . راستی این شعر حسنی رو اونقدر دوست داری که از اول تا آخرش باهاش همخوانی میکنی ....میگی ببببببببو هوووووووو اووووووووووو بویییییییی   لازم دیدم متنشو واست بزارم . صوتی شو پیدا نکردم اگر پیدا کردم فرصتا...
20 اسفند 1390

ببببببو هوووووو اولین زندگی باکلام درسا جون

عزیزم سلام به روی ماهت گل خانمی   امروز داشتم یه سری مقاله در مورد شش ماهگی و شروع غذاهای کمکی و فعالیت های فیزیکی میخوندم . یه دفعه به ذهنم رسید که ای کاش از همون بدو تولدت این مقالات رو برات تو وبت میذاشتم واسه فرداهای شما گلی خانم . اما حالا هم دیر نشده منبعد این کارو میکنم . اما چیزی که از خوندن اونا دستگیرم شد.این بود که  شما طبق اون مقاله . عقب که نیستی بحمداله جلو هم هستی .   تاز گلم الان دو سه روزه شما . حروف رو بهم میچسبونید و کلمه های دو حرفی به طور کشیده رو مرتب تکرار میکنی البته بیشتر میگی بببببببببو ویا هووووووووو . اولی رو البته بیشتر . گاهی فکر میکنم داری تمرین بابا گفتن م...
18 اسفند 1390

آی کله کله کله ......

سلام گل من مامانی از این روزات اگه بخوای بدونی . نمیدونم داری دندون در میاری یا نه . اما همین جور آب از دهنت میادو بعضی اوقات خیلی کلافه ای جوری که دوتا لثه تو بهم فشار میدی . بعضی اوقات اونقدر باشدت اینکارو میکنی که ناخودآگاه صورتت هم باهاش میلرزه . دیگه اینکه حسابی دوست داری بری ددر   . و از صبح تا عصر که بابا جونیت بیان . شما چشمت به در ورودیه و گاهی وقتا هم گریه میکنی و میخوای ببرمت بیرون . و دیگه . باباتو از اولش هم خیلی دوست داشتی ولی حالا وقتی میبینیش انگاری دنیا رو دو دستی تقدیمت کردن . و وقتی که میخواد بره بیرون باید هزار تا کلک سوار کنیم که شما خانمی اونو نبینی و اگر ببینی . با اشکات یه دریاچه درست میش...
14 اسفند 1390