آرام جانم درسا آرام جانم درسا ، تا این لحظه: 15 سال و 1 ماه و 26 روز سن داره
وبلاگ اجابت دعایموبلاگ اجابت دعایم، تا این لحظه: 15 سال و 3 ماه و 9 روز سن داره

❤❤ בرسا اجابت یــڪ בعا

روزی که مامام ضایع شـــــــــــــد ......

سلام سلام ..... اول به شما دوستان گلم ...... عیدتون مبارک امیدوارم این سه روز تعطیلی بهتون خوش گذشته باشه ....... مخصوصا" به سید کوچولو هامون .... ... و بعد هم سلام به دختری نگین انگشتری ..... ای جون کم کم دارم شاعر میشم ها ....... اما ماجرای ضایع شدنم از این قراره که ....... جمعه ساعت4.30 خونه خودمون مامام و بابا و درسا مامام در حال شیر درست کردن برای درسا ....... بابا در حال نوازش کردن موهای دختری ..... درسا در حال دیدن عمو پورنگ ....... بابایی  با دیدن برنامه عمو پورنگ یاد بچگی هاش میفته و زیر لب زمزمه میکنه ..... عمو ...
14 آبان 1391

ای بوی هر چه گل ..........

بوی بهار می شنوم از صدای تو نازکتر از گل است گل ِ گونه های تو ای در طنین نبض تو آهنگ قلب من ای بوی هر چه گل نفس آشنای تو ای صورت تو آیه و آیینه خدا حقا که هیچ نقص ندارد خدای تو صد کهکشان ستاره و هفت آسمان حریر آورده ام که فرش کنم زیر پای تو رنگین کمانی از نخ باران تنیده ام تا تاب هفت رنگ ببندم برای تو چیزی عزیزتر ز تمام دلم نبود ای پاره ی دلم،  که بریزم به پای تو امروز تکیه گاه تو آغوش گرم من فردا عصای خستگی ام شانه های تو در خاک هم دلم به هوای تو می تپد چیزی کم از بهشت ندارد هوای تو همبازیان خواب تو خیل فرشتگان آواز آسمانی...
8 آبان 1391

تو چقد شیرینی ..... به دلم میشینی .......

اول سلام و عیدتون مبارک دوستان خوب خوبم و بعد پوزش بابت رمزدار شدن پستا که سر یه فرصت مناسب دلیل این کارو توضیج میدم انشاالله ..... البته فقط پستایی که عکس دختری رو میذارم رمز دار میشه ..... پس سعی میکنم عکسای دختری رو هر چند پست یه بار بذارم بصورت یه جا که خیلی هم پر رمز و راز نشیم ........ و بعد سلام دختر گلی .....شیرین مامان که این روزا بجز گاهی وقتا که یه کمی طوفانی میشی مثل نباتی ..... قندی ...... عسلی عزیزم امروز این پستو میخوام اختصاص بدم به پیشترفت کلامی شما که هزار ماشاالله روز به روز پیشترفتت قابل توجه ...... پس بیان با هم همراه بشیم .... اول از همه بابا ------- همون...
6 آبان 1391

روزی که یه فرشته کوچولوی زمینی شدم

سلام مامانی  ها و بابایی  ها و نی نی های خوشگل   من یک یک یک شدم...........یعنی یکساله شدم.........مامانی از دیروز تا الان 500 تا بوسم کرده.......دستامو......پاهامو.......صورتمو دیگه نگو...نپرس......همش میگه یکساله من عزیزمن جون من...یعنی یکساله شدن این همه خوبه ؟........یا من خیلی دوست داشتنی هستم ؟....بابایی همش میخنده...ای بابا...اینجا چه خبره؟....دیروز مامان و بابا منو بردن بیرون بازار برام یه ماشین شارژی گرفتن خوشمل خوشمل....حتی از ماشین بابام هم خوشمل تره .......   تا وقتی خاموشه دوسنش دارم و باهاش بازی میکنم....سوارش میشم اما وقتی روشنه میترسم آخه کوچولویم دیگه....... ...
8 شهريور 1391
1964 0 144 ادامه مطلب

برای دخترم

      دلبندم آن روزی که برای اولین بار فهمیدم که تو را باردارم وقتی پدرت با یک دنبا شوق آمدنت را خبر داد نمی دانی چه حالی داشتم . غرق شادی و سرور نمی دانستم بخندم یا گریه کنم . پدرت هم حال و روزی بهتر از من نداشت دخترم آن روزی که برای اولین بار تکان خوردنت را در وجودم حس کردم با تمام وجودم خدای مهربان را که لطف خود را شامل حال من و پدرت کرد را سپاس گفتم عزیزتر از جانم اولین عکس سونوگرافی که خبر از سلامتی تو را میداد را هیچ گاه فراموش نمیکنم و همیشه و همییشه نزد خودم نگه میدارم زیرا قشنگ ترین عکسی است که در طول تمام زندگی ام دیده ام فرشته ی کوجولوی ما حال...
25 مرداد 1391

گلی خانوم وبلاگت یک ساله شد ...........

سلام عزیز دل مامان جون ...... گل خانومم ..... بعد از مدتی استراحت ...... البته از لحاظ روحی ...... برگشتم به وبلاگت دیدم ای وای عجب خاکی گرفته ...... خوب دست به کار شدم و یه قالب جدید و زیبا ساز جدید ولی یه  آهنگ یه  کم قدیمی واسه شما خانوم گلم گذاشتم ..... خلاصه یه خونه تکونی مجازی دیگه ...... نمیدونم یه دفعه چرا دلم خواست اولین پستت رو بخونم ...... اومدم و خوندم ...... دیدم بعــــــــــــــله وبلاگی خانم گلم یکساله شده ما خبر نداشتیم ....... خوب بعد از این مصیبتی که واسه پتروشیمی بندرامام افتاد و این زلزله وحشتناک .... این اولین چیزی بود که تو این روزا دلخوشم کرد میدونی واسه چی ..... چون به شما مربوط میشه ..... خو...
25 مرداد 1391

تقدیم به کسانی که تا دیروز روی زمین بودن اما امروز در آسمان ها هستند ......

بخواب آرام زیبا ....... نازنینم کنار قاب عکست ...... مینشینم نشسته بغض حسرت در گلویم چگونه با تو از دردم بگویم ؟١ تو آن بالا میان آسمانی ..... گهر از دیده من مینشانی ١ من اینجا بی تو معنایی ندارم ..... برای گریه ماوایی ندارم ...... تو بودی ناز من را میکشیدی ...... فقط تو در دل من متتپیدی ...... پرستویم چرا پرواز کردی ؟١ به این زودی ..... سفر آغاز کردی ! مگر تنگ است اینجا جا برایت چه دلتنگم برای بوسه هایت اگر چه رفته ای عطر تو باقی ست دل من عاشق عطر اقاقی ست بخواب آرام زیبا پــــــــــــــــــــــدر من .......   درسای گلم روز اول...
17 مرداد 1391