اولین گریه برای حسین
سلام درسای مامان
امروز روز اول ماه محرم بود و تلویزیون داشت نوحه خوانی و مراسم سوگواری پخش میکرد همانطور که صدای نوحه خوان توی فضای اتاق پیچیده بود داشتم با نوحه خوان زمزمه میکردم . که یکدفعه دیدم به طرف صدا برگشتی و خیره با اون چشمهای نازت به تلویزیون زل زدی .
یکدفعه دیدم لباتو به نشانه ی گریه . هی ورمیچینی ودوباره حالت عادی به خودت میگیری بعد از چند ثانیه یکدفعه با تمام وجودت گریه کردی .نمیدونستم چه جوری آرومت کنم . تا حالا به این شدت گریه نکرده بودی .نمیدونم صدای غمگین نوحه خوان بود که تو رو به گریه انداخت . یا عزیز من تو هم دلت برای مظلومیت صاحب کربلا سوخت . بالاخره هرچه بود این اولین گریه ی حسینی تو بود .
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



اولین گریه برای حسین
