کاشکی اینقده دخترم صبور نبودی .........
عزیزم دخترکم .....سلام وقتی به دنیای خاکی قدمای مخملی تو گذاشتی ..... همه بهم میگفتن کاشکی دختر صبوری باشه ..... کاشکی شبا زیاد بخوابه و روزا هم زیاد گریه نکنه ...... منم میخواستم چون اون موقع حالم خوب نبود و نمیتوستم بغلت کنم ...... و واسه عمه و خاله و بابا میشد درد سر ...... هم باید مواظب من بودن و هم باید از شما نگه داری میکردن ....... گذشت منم خوب شدم و سرپا ..... دیگه خودم میتونستم ازت نگه داری کنم ...... اما باز هم صبور بودی و آروم ....... خدا رو شکر میکردم ...... دوباره گذشت حالا میتونستی خودت بازی کنی .....غلت بزنی ..... اما بازم صبور بودی و صبور ...











