آرام جانم درسا آرام جانم درسا ، تا این لحظه: 15 سال و 1 ماه و 26 روز سن داره
وبلاگ اجابت دعایموبلاگ اجابت دعایم، تا این لحظه: 15 سال و 3 ماه و 9 روز سن داره

❤❤ בرسا اجابت یــڪ בعا

عکسای سفره هفت سین 1391 اولین بهار عمرم ......

سلام گل من اول از هر چیز باید واست بگم که دوست داشتم . هفت سین متفاوتی رو برات تدارک ببینم که البته بازم بدشانسی آوردم و هم من و بعد هم شما مریض شدی . پس دوباره هفت سین سال پیشو چیدم . و بعد اینکه درسته خیلی زخمت واسش نکشیدم اما به عشق شما بود پس خیلی دوستش دارم .   ...
7 فروردين 1391

و آخرین پست سال 1390

خدایا شکر میکنم ترا . برای همه چیز هایی که دارم و ندارم . خدایا شکر میکنم ترا . برای داشتن همسری مهربان و حامی . خدایا شکر میکنم ترا . برای داشتن دختری زیبا و سالم . خدایا شکر میکنم ترا . برای داشتن پدر و مادری مهربان . برادر و خواهرانی که همیشه حامی و پشتیبان من بودن . خدایا شکر میکنم ترا . برای داشتن پدر و مادر همسرم . برادر و خواهرانش که آنها هم همیشه پشتیبان من بودند . خدایا شکر میکنم ترا . برای آشنا شدن با سایتی که سرای مهربانیست و همین طور دوستانی که ندیده عاشق همیم و عاشقانه زندگی همدیگه را نظاره گر . و خدایا بخاطر نفس کشیدنم . سالم بودنم از شما سپاسگزارم .عاجزانه از شما میخواهم سال پیشرو برای همه...
1 فروردين 1391

ما اومدیم ...... بعد یه وقفه نه چندان طولانی

عروسک مامان سلام عزیزم یه چند روزی واست پست جدید نذاشتم آخه همون آخرین پستی که واست گذاشتم سرما خوردم خیلی شدید و اصلا" حالم خوب نبود چند تایی آمپول هم نوش جان کردم . گاهی به وبت میومدم اما فقط چند دقیقه. اما الان حالم بهتره فقط سرفه های بدی میکنم که هنوز خیلی اذیتم میکنه و وقتی سرفه میکنم احساس میکنم قفسه سینم زخم شده . تمام طول روزو ماسک میزنم اولش دوباره میترسیدی و گریه میکردی ولی الان نه دیگه عادی شده و میخندی . کم کم اگه این ماسک برداشته نشه فکر کنم این قیافه مو بهتر دوست داشته باشی  . و دیگه اینکه متاسفانه شما امروز از صبح خیلی بیتابی میکردی . سرما خوردی اما بردمت دکتر . گفتن ربطی به مریضی من نداره و واسه خاطر...
27 اسفند 1390

درسایی با روی خوش رفته وب آرشیدا کوچولو مهمونی ...........

مهمونی   کنار گل تو باغچه نشستن دو تا زنبور یه مهمونی گرفتن با یه دونه ی انگور خانوم و آقا مورچه رد میشدن از اونجا زنبورای مهربون صدا زدن بفرما! شاپرک و کفشدوزک می پریدن رو گلها زنبورا ی مهربون صدازدن بفرما! کنار باغچه حالا زیاد شدن مهمونا مورچه ها و کفشدوزک شاپرک و زنبورا یه مهمونی گنده دادن اون دو تا زنبور منم بردم براشون دو تا خوشه ی انگور ...
23 اسفند 1390