آرام جانم درسا آرام جانم درسا ، تا این لحظه: 15 سال و 1 ماه و 25 روز سن داره
وبلاگ اجابت دعایموبلاگ اجابت دعایم، تا این لحظه: 15 سال و 3 ماه و 8 روز سن داره

❤❤ בرسا اجابت یــڪ בعا

به پست ویزه برای شما که ویژه اید ( آخرین پست 1391 )

  برآمد باد صبح و بوی نوروز به کام دوستان و بخت پیروز مبارک بادت این سال و همه سال همایون بادت این روز و همه روز   دخترکم درسایم  همسر عزیزم اردوانم  خانواده ام و خانواده همسر عزیزم  دوستان عزیزم  تا به حال به تیک تاک ساعت گوش کرده اید  تیک تاک ......تیک تاک ......تیک تاک ..................... و تا ابد ادامه دارد ..... یا به صدای قلب هایمان ....... میکوبد .....میکوبد ...... میکوبد ...... تا رمق دارد و هست ...... یا نبض مان .......دست روی نبض تان بگذارید ..... ...
24 فروردين 1392

نسیم بهار و خوشی روزگار ........

  عزیزم سلام ....... این روزا بهار اومده ......دنیا رنگ و بوی دیگری به خودش گرفته ...... همه جا سبزه ...... نسیم خنک از پنجره های خونمون سرک میکشه و روی صورتمون میشینه ......دوباره روزای کاری بابا  شروع شده و من و شما عین این نوزده ماه روزگار میگذرونیم ...... با شادی و سلامتی بحمداله ...... اما سوای بهاری شدن و نو شدن روزگار این روزا برای جمع سه نفره ما پر از شادیه .........میپرسی چه خبره ؟؟؟؟؟ میگم برات .....اجازه بده بابا هم با این پست همصدا کنیم .....میخوام با اونم حرف بزنم ...... حرفایی که توی این سیزده سال زندگی بارها گفتم اما هنوز تازگی داره ......بابای دخترم بفرمایید .....اومدین شروع میکنم .....   ...
20 فروردين 1392

جان دلم ......نوزده ماهه شدی

      من از عهد آدم تو را دوست دارم از آغاز عالم تو را دوست دارم چه شب‌ها من و آسمان تا دم صبح سرودیم نم‌نم، تو را دوست دارم   نه خطی، نه خالی! نه خواب و خیالی من ای حس مبهم تو را دوست دارم سلامی صمیمی‌تر از غم ندیدم به اندازه‌ی غم تو را دوست دارم بیا تا صدا از دل سنگ خیزد بگوییم با هم: تو را دوست دارم جهان یک دهان شد هم‌آواز با ما تو را دوست دارم، تو را دوست دارم   عزیزم درسایم نوزده ماهگیت مبارک   ...
9 فروردين 1392

خاطرات شیرین ( 3 )

وقتی دوس دارم بازی کنم ...... اما مامانم میگه درسا مواظب باش درسا مراقب باش ..... و لی من دوست دارم بازی کنم نه مواظب باشم و نه مراقب   وقتی پوشکم تموم میشه و میشه کلاه روی سرم .... اینه میگن استفاده بهینه ....آفرین به خودم....بارکلا به خودم ....... تازه شم به دوربین دهن کجی کردم .......   وقتی خوشحالم ...... به هر دلیلی .......فقط دوس میدارم بخندم ......شما هم بخند آفرین ......وای چه خوشگل شدی خندیدی وقتی خوابم میاد .....خسته م ........ اما بقیه نمیدونن ........ گناه دارم نه ..... وقتی میشم دخملی حرف گوش کن مامانم ..........
25 اسفند 1391

نوروز میاد دوباره .........

بازم اومد بهار شاد و خندون با سوسن و با سنبل و با ریحون باز عمو نوروز برامون آورده سبزه وگل به جای برف و بارون چلچله از سفر رسیده خوشحال نگاه کنید لونه زده تو ایوون غنچه ی گل به روی ما می خنده نوروز اومد دوباره فصل گل و بهاره نوروز اومد دوباره فصل گل و بهاره   رو شاخه ها شبنم دونه دونه از شادی و صفا دارن نشونه ببین چقدر دیدنی و قشنگه لکه ی ابری که تو آسمونه چلچله از سفر رسیده خوشحال نگاه کنید لونه زده تو ایوون غنچه ی گل به روی ما می خنده نوروز اومد دوباره فصل گل و بهاره نوروز اومد دوباره فصل گل و بها...
19 اسفند 1391

خاطرات شیرین (2)

سلام گل خانمی مامان ...... قربونت برم عزیزم خوبی ؟ ملالی نیست ؟؟؟؟ انشاالله که الان که خواننده ی این پستی لبت خندون .....دلت شاد و در صحت سلامت کامل باشی ...... انشاالله ..... اول از همه یه تشکر از مامان دخملی بابت هدیه زیبا شون ....... ممنون عزیزم   و بعد تقویم سفارشی چهار برگی که زینب فتوحی عزیزم برای دختری درست کردن ..... مامانا ....زینب جان کارشون با کیفیت و زیبا هستش ...... تا پایان سال وقت هست بهش سر بزنید هم کیفیت کارش و هم سرعت عمل و هزینه ش خیلی خیلی مناسب هست ...... تازه الان کارای جدیدش خیلی خوشگل تره که البته کمی دلمان سوخت اما اشکالی نداره ..... سال دیگه ایشالله ...... &nbs...
15 اسفند 1391

گذر 18 ماه عاشقی

            در پگاهی زیبا گلی شکفت   هدیه آورد خنده را به لب تولد دختری زیبا با دستانی باز آغوش کوچکش تکه ای از بهشت پاک و خوب و بی همتا   چشمان همه به او  لبخند به روی لب ها وای چقدر شاد میکند تولدی مرا   یاس و نرگس را به مویش میگذارم به راستی که فرشته ایست مرا   دستان کوچکش در هوا  مینوازد بهترین ساز را   چشمان زیبایش یاد میآورد آسمان را گونه اش گلزاری بی ...
9 اسفند 1391