تا میشه غلت زد ... چرا زحمت .......
سلام عزیزم .![]()
درسایی این روزا سعی میکنم چیزایی که دوست داری تو مسیر ت قرار بدم که به هوای برداشتن اونا . تلاش کنی و جلو بری . اما هنوز خیلی توان نداری . یه کم که میری جلو . سرتو میذاری زمین و کمی استراحت میکنی .
امروز عروسک مورد علاقتو . واست گذاشتم . اول یه کم اومدی جلو . ولی خسته شدی و کمی استراحت کردی .
رفتم سری به آشپزخونه زدم و غذامو نگاه کردم و اومدم . دیدم عروسک جلو دستته . کمی تعجب کردم . آخه خیلی سریع خودتو بهش رسونده بودی . 
یکی . دو ساعت بعد . دوباره از خواب که بیدار شدی .
پستونکت توجهت را جلب کرد.
اول دوباره با هزار زحمت . سینه خیز رفتی . اما بعد دیدم با غلت زدن به سرعت خودتو به پستونکت رسوندی .
مامانی شما چقدر زرنگ تشریف داری . ما نمیدونستم .![]()
حالا شما گل خانم یاد گرفتی به محض اینکه چیزی توجهت را جلب میکنه سریع با چند تا غلت خودتو بهش میرسونی .
اینو از بابا جونت به ارث بردی که همیشه برای هر کاری فکر بکر میکنه . فدای شما بشم من . که اینقدر ماهی .





تا میشه غلت زد ... چرا زحمت .......
