آرام جانم درسا آرام جانم درسا ، تا این لحظه: 15 سال و 1 ماه و 21 روز سن داره
وبلاگ اجابت دعایموبلاگ اجابت دعایم، تا این لحظه: 15 سال و 3 ماه و 4 روز سن داره

❤❤ בرسا اجابت یــڪ בعا

آخه این چه ژست عکس گرفتنه ...........

روز اول عیدی همه بچه هاشونو میبرن . کنار گلی . بلبلی . چیزی ازش عکس میگیرند . آقای پدر گرامی . ما رو برداشت گذاشت تو سطل ازمون عکس گرفت . منم اینقده ترسیده بودم که نگو . ...... من که دیگه از خطر سقوط داشتم حون به لب میشدم تمام تمرکزم رو گذاشته بودم رو پاهام و دستام و ملتمسانه مامانی رو نگاه نگاه میکردم که بابا بیا به فریادم برس .....البته اونم دست کمی نداره ها دیدین پست قبلی عروسکی دختر خاله رو چطور کچل کرده بود و ما رو مودار .......... خلاصه مامانی بدادم رسیدو جند تا جیغ  بنفش .....که باعث شدن من بیچاره بیشتر بترسم . بعد بالاخره ما رو ازاین مخمصه بیرون کشیدن و ما هم نفس راحتی کشیدیم .... از دست .......
10 فروردين 1391

عکسای سفره هفت سین 1391 اولین بهار عمرم ......

سلام گل من اول از هر چیز باید واست بگم که دوست داشتم . هفت سین متفاوتی رو برات تدارک ببینم که البته بازم بدشانسی آوردم و هم من و بعد هم شما مریض شدی . پس دوباره هفت سین سال پیشو چیدم . و بعد اینکه درسته خیلی زخمت واسش نکشیدم اما به عشق شما بود پس خیلی دوستش دارم .   ...
7 فروردين 1391

و آخرین پست سال 1390

خدایا شکر میکنم ترا . برای همه چیز هایی که دارم و ندارم . خدایا شکر میکنم ترا . برای داشتن همسری مهربان و حامی . خدایا شکر میکنم ترا . برای داشتن دختری زیبا و سالم . خدایا شکر میکنم ترا . برای داشتن پدر و مادری مهربان . برادر و خواهرانی که همیشه حامی و پشتیبان من بودن . خدایا شکر میکنم ترا . برای داشتن پدر و مادر همسرم . برادر و خواهرانش که آنها هم همیشه پشتیبان من بودند . خدایا شکر میکنم ترا . برای آشنا شدن با سایتی که سرای مهربانیست و همین طور دوستانی که ندیده عاشق همیم و عاشقانه زندگی همدیگه را نظاره گر . و خدایا بخاطر نفس کشیدنم . سالم بودنم از شما سپاسگزارم .عاجزانه از شما میخواهم سال پیشرو برای همه...
1 فروردين 1391

ما اومدیم ...... بعد یه وقفه نه چندان طولانی

عروسک مامان سلام عزیزم یه چند روزی واست پست جدید نذاشتم آخه همون آخرین پستی که واست گذاشتم سرما خوردم خیلی شدید و اصلا" حالم خوب نبود چند تایی آمپول هم نوش جان کردم . گاهی به وبت میومدم اما فقط چند دقیقه. اما الان حالم بهتره فقط سرفه های بدی میکنم که هنوز خیلی اذیتم میکنه و وقتی سرفه میکنم احساس میکنم قفسه سینم زخم شده . تمام طول روزو ماسک میزنم اولش دوباره میترسیدی و گریه میکردی ولی الان نه دیگه عادی شده و میخندی . کم کم اگه این ماسک برداشته نشه فکر کنم این قیافه مو بهتر دوست داشته باشی  . و دیگه اینکه متاسفانه شما امروز از صبح خیلی بیتابی میکردی . سرما خوردی اما بردمت دکتر . گفتن ربطی به مریضی من نداره و واسه خاطر...
27 اسفند 1390

درسایی با روی خوش رفته وب آرشیدا کوچولو مهمونی ...........

مهمونی   کنار گل تو باغچه نشستن دو تا زنبور یه مهمونی گرفتن با یه دونه ی انگور خانوم و آقا مورچه رد میشدن از اونجا زنبورای مهربون صدا زدن بفرما! شاپرک و کفشدوزک می پریدن رو گلها زنبورا ی مهربون صدازدن بفرما! کنار باغچه حالا زیاد شدن مهمونا مورچه ها و کفشدوزک شاپرک و زنبورا یه مهمونی گنده دادن اون دو تا زنبور منم بردم براشون دو تا خوشه ی انگور ...
23 اسفند 1390